خرید بک لینک

گاهی رفتن بهتر است. گاهی باید رفت.

باید رفت تا بعضی چیزها بماند.

اگر نروی هر آنچه ماندنیست خواهد رفت.

اگر بروی شاید با دل پر بروی و اگر بمانی با دست خالی خواهی ماند.

گاهی باید رفت و بعضی چیزها را که بردنی ست با خود برد، مثل یاد، مثل خاطره، مثل غرور،

و آنچه ماندنی ست را جا گذاشت، مثل یاد، مثل خاطره، مثل لبخند.

رفتنت ماندنی می شود وقتی که باید بروی، بروی

و ماندنت رفتنی می شود وقتی که نباید بمانی بمانی.

برو و بگذار چیزی از تو بماند که نبودنت را گرانبها کند.

برو و بگذار رفتنت بیش ازآنکه دردی بر دلی بنشاند، خاطره ای پر حسرت بشود.

برو و نگذار ماندنت باری بشود بر دوش ِ دل کسی که شکستن غرورت برایش از شکستن سکوت آسانتر باشد.

عشقت را بردار و برو. خوب برو. زیبا برو.

سر به زیر برو هرچند با اندوه. با لبخندی بر لب برو هر چند باری سنگین بر دل و دوش.

شاد برو، شاد از این باش که اگر ترا او نشناخت، عشق شناخت.

برو و بدان هر جا بروی دست عشق را بر شانه خود حس خواهی کرد.

نگاهت عاشقانه خوهد شد و صدایت آشنا.

وقار را در گامهایت می توان دید و اندوهی عارفانه را در لبخندت.

همه اینها از آن است که عشق قلب ترا مأمنی برای بیتوته خویش یافته و همراهت خواهد ماند تا محضر حضرت دوست.

آنکه می ماند اسیر عادت و خویشتن خواهی می شود.

ذائقه جانش تلخ می شود از شور و شیرین های زودگذر و غبار می نشیند بر آینه روحش.

رفتن همیشه بد نیست.

آنگونه باید بروی که دیده شوی و حضورت مثل لمس بال یک پروانه حس شود.

آنگونه برو که هیچ نگاهی نتواند ترا انکار کند و هیچ دلی نتواند ...

برو، فقط برو.

وقتی بروی همه چیزهایی که باید بیاید می آید...

برچسب: نویسنده: مهران کاشفی تاريخ: سه شنبه 26 بهمن 1395 ساعت: 22:13

صفحه بندی