خرید بک لینک

دیروز را ورق می زنم و خاطرات گذشته را مرور می کنم .

در روزهای بی تو بودن صدای خش خش برگها را از لابلای

صفحات پاییزی می شنوم و التماس شاخه ها را که در

حسرت دستهای سبز تو مانده اند . کم کم به این باور

می رسم که سرنوشت ، نثر ساده ایست از حسرت

و اشک که حرفی برای گفتن ندارد . به صفحات بهاری

با تو بودن می رسم . بنفشه هایی که از بالای واژه ها

سر می زنند و چشمان تو را بهانه کرده اند .

برچسب: نویسنده: مهران کاشفی تاريخ: سه شنبه 16 مهر 1398 ساعت: 2:26

صفحه بندی