
من برای ماه ها و سال ها فکر می کنم و فکر می کنم. نود و نه دفعه نتیجه ام غلط است. بار صدم به نتیجه درست می رسم....
ادامه مطلب
ما در این انبار، گندم می کنیم گندمِ جمع آمده، گم می کنیم می نیاندیشیم آخر ما به هوش که این خلل در گندم است از مکرِ موش اول ای جان دفع شر موش کن موش تا انبار ما حفره زده است وز فَن اش، انبار ما ویران شده است اول ای جان دفع شرِ موش کن وانگهان در جمع گندم، جوش کن تا موشی دزد در انبار ماست حاصل اعمال چهل ساله کجاست...
ادامه مطلب
خواستند یوسف را بکشند ، یوسف نمرد ... خواستند آثارش را از بین ببرند ، ارزشش بالا رفت ... خواستند او را بفروشند که برده شود ، پادشاه شد ... خواستند محبتش از دل پدر خارج شود ، محبتش بیشتر شد ... از نقشه های بشر نباید دلهره داشت ... چرا که اراده خداوند بالاتر از هر ارداه ای است ... یوسف می دانست ، تمام در ها بسته هستند ، اما به خاطر خدا ، حتی به سمت در های بسته هم دوید ... و تمام در های بسته برایش باز شد ... اگر تمام در های دنیا هم به رویت بسته شد ، به دنبال در های بسته برو چون خدای " تو " و " یوسف" یکی است...
ادامه مطلب
...
ادامه مطلب
...
ادامه مطلب
اینجاايرانقرن 21 است! اینجا صدای آهنگهای پاپ لس آنجلسی و غرب زده آن قدر بلند است که فریادهای حاج مهدی باکری به گوش نمی رسد! اینجا ایرانِ قرن 21 است! همت را با اتوبان همت می شناسند!!! اینجا نام شهید را برای اینکه بچه ها خشونت طلب و جنگ طلب بار نیایند از کوچه ها برداشته و نام نگین و جاوید ...
ادامه مطلب
a...
ادامه مطلب
حسین آقام آقام حسین آقام آقام آقام منو یکم ببین سینه زنیمو هم ببینببین که خیس شدم عرق نوکریمه این دلم یه جوریه ولی پر از صبوریهچقدر شهید دارن میارن از تو سوریه منم باید برم آره برم سرم برهنذارم هیچ حرومی طرف حرم بره یه روزیم بیاد نفس آخرم برهحسین آقام آقام حسین آقام آقام آقام یه دست گل دارم برای این حرم میدمگلم که چیزی نیست برا حرم سرم میدم برای قربونی اسماعیلو میدم به عشقخودم با بچه هام فدای بانوی دمشق منم یه مادرم پسرمو دوسش دارمولی جوونمو به دست بی بی میسپارم بی بی قبول کنه بشه مدافع حرمحسین آقام آقام حسین آقام آقام آقام اونا که از جنون یه کلمه نفهمیدنشبیه شامیا به گریه هام میخندیدن کنایه میزنن دلمو میسوزنن ومیخوان با حرفاشون خالی کنن دل منو قسم به اون بدن که چیدنش روی حصیرمنم شبیه اون عق...
ادامه مطلب
خدا" تو "را که می آفرید حواسش پرتآرزو های منبود ! شدی همانآرزوی من ...!...
ادامه مطلب
اگه تورو دوست دارم خيلی زياد ، منو ببخش... اگه تويی اون که فقط دلم ميخواد، منو ببخش منو ببخش...اگه شبا ستارهارو ميشمرم... منو ببخش اگه بهت خيلی ميگم دوست دارم... منو ببخش اگه برات سبد سبد گل ميچينم... منو ببخش اگه شبا فقط تورو خواب ميبينم... منو ببخش اگه واسه چشمای تو خيلی کمم تو يه فرشته ای و من فقط يه آدمم منو ببخش اگه برات ميميرم و زنده ميشم اگه با ديوونگی ام پيشه تو شرمنده ميشم منو ببخش اگه همش ميسپارمت دست خدا اگه پيشه غريبه ها بجای تو ميگم شما... منو ببخش من نميخوام تو رو به ماه نشون بدم نشونيتو نه به شب و نه دست آسمون بدم منو ببخش اگه ميخوام تورو فقط واسه خودم ببخش اگه کمم ، ولی زيادی عاشقت شدم... ...
ادامه مطلب
در آیات به انسان ها سفارش شده است كه نسبت به پدر و مادر احترام و احسان كنند در مورد احترام به پدر و مادر در آیات و روایات خیلی سفارش شده است ما در این جا فقط به بعضی نكات كه نشان دهنده اهمیت احسان به پدر و مادر است اشاره می كنیم:1. نیكی به پدر و مادر در كنار توحید:،[1] ،[2] ،[3] ،[4] .[5] از این آیات معلوم می شود كه عقوق والدین بعد از شرك به خدا در شمار بزرگترین گناهان و یا خود این از بزرگترین آنها است و از آن طرف هم معلوم می شود كه واجب ترین واجب ها احسان به پدر و مادر است.[6]2. احترام انبیاء نسبت به پدر و مادرشان:از بعضی آیات این درس مهم را از انبیاء می آموزیم خداوند در مورد یحیی ـ علیه السلام ـ می فرماید:[7]و در مورد عیسی می فرماید:[8] همان طور كه ملاحظه می شود در این آیه خداوند و شكر ...
ادامه مطلب
چرا نماز را به عربی می خوانیم؟ پرسشی است که حضرت آیت الله العظمی وحید خراسانی به آن در پایگاه خود پاسخ داده اند. متن پاسخ ایشان به این شرح است: زبان عربي كامل ترين و پرمحتواترين زباني است كه بندگان خدا با آن صحبت مي نمايند و كلمات آن، داراي معاني لطيف و دقيقي است كه معمولاً به هنگام ترجمه نمودن به زباني ديگر نمي توان آن معاني را منتقل نمود، خدا در قرآن اين زبان را به عربي مبين نام برده و قرآن را كه بزرگترين كتاب آسماني است به اين زبان فرستاده و بر بندگان خود واجب نموده است كه نماز خود را به اين زبان بخوانند و كيفيت خواندن نماز، توسط پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله ائمه علیهم السلام بيان شده است....
ادامه مطلب
در وجودم کسی هست ! به وسعت تو .... که هر شب موهایش را شانه میزند و هر شب یاد آخرین نگاه تو... آوار میشود... بر تنهاییم! ...
ادامه مطلب
گاهی رفتن بهتر است. گاهی باید رفت. باید رفت تا بعضی چیزها بماند. اگر نروی هر آنچه ماندنیست خواهد رفت. اگر بروی شاید با دل پر بروی و اگر بمانی با دست خالی خواهی ماند. گاهی باید رفت و بعضی چیزها را که بردنی ست با خود برد، مثل یاد، مثل خاطره، مثل غرور، و آنچه ماندنی ست را جا گذاشت، مثل یاد، مثل خاطره، مثل لبخند. رفتنت ماندنی می شود وقتی که باید بروی، بروی و ماندنت رفتنی می شود وقتی که نباید بمانی بمانی. برو و بگذار چیزی از تو بماند که نبودنت را گرانبها کند. برو و بگذار رفتنت بیش ازآنکه دردی بر دلی بنشاند، خاطره ای پر حسرت بشود. برو و نگذار ماندنت باری بشود بر دوش ِ دل کسی که شکستن غرورت برایش از شکستن سکوت آسانتر باشد. عشقت را بردار و برو. خوب برو. زیبا برو. سر به زیر برو هرچند با ...
ادامه مطلب
دعایت می کنم، عاشق شوی روزی بفهمی زندگی، بی عشق نازیباست دعایت می کنم، با این نگاه خسته، گاهی مهربان باشی به لبخندی، تبسم را به لب های عزیزی، هدیه فرمایی بیابی، کهکشانی را درون آسمان تیره شب ها بخوانی نغمه ای با مهر دعایت می کنم، در آسمان سینه ات خورشید مهری، رخ بتاباند دعایت می کنم ، روزی زلال قطره اشکی بیابد راه چشمت را سلامی از لبان بسته ات، جاری شود با مهر دعایت می کنم، یک شب تو راه خانه خود، ...گم کنی با دل بکوبی، کوبه مهمانسرای خالق خود را دعایت می کنم، روزی بفهمی با خدا تنها به قدر یک رگ گردن، و حتی کمتر از آن فاصله داری و هنگامی که ابری ، آسمان را با زمین، پیوند خواهد داد مپوشانی تنت را، از نوازش های بارانی دعایت می کنم روزی بفهمی، گرچه دوری از خدا اما خدایت با تو نزدیک ا...
ادامه مطلب
آنگاه که آوار تنهایی روحت را در هم شکست ، گوشه ی قلبت را بنگر ، من آنجا به انتظارت هستم . . . . کاش میشد در سایه ی مژگانت ، لحظه ای به تماشای دریای خوشرنگ چشمهایت می نشستم . . . . زندگی ابرهایی است با نام وفا میریزد به جویی به نام صفا میرود به رودی به نام عشق میرسد به دریایی به نام وداع . . . جانا ز دست عشق تو ، یک دم نباشد راحتم / هر شب خیالت را کشم ، ای ماه تابان در برم . . . . مردی نزد روانپزشک رفت و از غمی که در سینه داشت سخن گفت. روان پزشک پاسخ داد : در شهر دلقکی ست که مردم را میخنداند و شاد میکند نزد او برو تا غم خود را فراموش کنی ، مرد لبخند تلخی زد و گفت : من همان دلقکم!!! . . . . بی تو آغاز می کنم من روزهای زرد را / اشک و آه و ناله ها و درد را می نویسم بی تو بودن های من پایانم اس...
ادامه مطلب