
...
ادامه مطلب
الا یا ایها الساقی برون بر حسرت دل هاکه جامت حل نماید یکسره اسرار مشکل ها به می بربند راه عقل را از خانقاه دلکه این دارالجنون هرگز نباشد جای عاقل ها اگر دل بسته ای بر عشق جانان جای خالی کنکه این میخانه هرگز نیست جز مأوای بی دل ها اگر از نشئه ی دل کمتر از آنی به خود آییبرون شو بی درنگ از مرو خلوتگاه غافل ها اگر دل داده ای بر عالم هستی و بالاتربه خود بستی به تار عنکبوتی بس سلاسل ها نمک شور تو دریای طلب می طلبدوصف لعل دهنت باغ رطب می طلبد روز من را شب گیسوی شما کرده سیاهاصلأ ای ماه سرودن ز تو شب می طلبد از غباری که نشسته به لب پر ترکتمی توان گفت قدم های تو لب می طلبد آن خضوعی که خدا در نظرت ریخته استدرک آغوش نگاه تو ادب می طلبد سخت کرده تب شوق لب تو کام مراهیچ کس نیست که بر دوش کشد بار مرا چه ...
ادامه مطلب
...
ادامه مطلب
ای شب از رویای تو رنگین شده سینه از عطر توام سنگین شده ای به روی چشم من گسترده خویش شادیم بخشیده از اندوه بیش همچو بارانی که شوید جسم خاک هستیم زآلودگی ها کرده پاک ای تپش های تن سوزان من آتشی در سایهء مژگان من ای ز گندمزارها سرشارتر ای ز زرین شاخه ها پر بارتر ای در بگشوده بر خورشیدها در هجوم ظلمت تردیدها با توام دیگر ز دردی بیم نیست هست اگر، جز درد خوشبختیم نیست ای دل تنگ من و این بار نور؟ هایهوی زندگی در قعر گور؟ ای دو چشمانت چمنزاران من داغ چشمت خورده بر چشمان من پیش از اینت گر که در خود داشتم هرکسی را تو نمی انگاشتم درد تاریکیست درد خواستن رفتن و بیهوده خود را کاستن سر نهادن بر سیه دل سینه ها سینه آلودن به چرک کینه ها در نوازش، نیش ماران یافتن زهر در لبخند یاران یافتن زر نهادن در کف طراره...
ادامه مطلب
بگذار اعتراف کنم که بدجور دلم برایت تنگ شدهفکر نکن بی وفا هستم ، دلم از سنگ نشده...اعتراف میکنم اینک در حسرت روزهای شیرین با تو بودنمباور نمیکنم اینک بی توامکاش میشد دوباره بیایی و یک لحظه دستهایم را بگیریکاش میشد دوباره بیایی و لحظه ای مرا ببینیتا دوباره به چشمهایت خیره شوم ، تا بر همه غم و غصه های بی تو بودن چیره شوم...کاش میشد دوباره بیایی و لحظه ای نگاهت کنم ، با چشمهایم نازت کنمدر حسرت چشمهایت هستم ،چشمهایی که همیشه با دیدنش دنیایم عاشقانه میشدبگذار اعتراف کنم که بدجور دلم هوایت را کردهدر حسرت گرمی دستهایت ، تا کی باید خیره شوم به عکسهایت ، هنوز هم عاشقم ، عاشق آن بهانه هایت...کاش بودی و به بهانه هایت نیز راضی بودم ، کاش بودی و من دیگر از سردی نگاهت شاکی نبودمهر چه خواستم از تو بگذرم ا...
ادامه مطلب
هر آنچه که زیباست زیبا می ماند حتی اگر پژمرده باشد ... ...
ادامه مطلب