
الا یا ایها الساقی برون بر حسرت دل هاکه جامت حل نماید یکسره اسرار مشکل ها به می بربند راه عقل را از خانقاه دلکه این دارالجنون هرگز نباشد جای عاقل ها اگر دل بسته ای بر عشق جانان جای خالی کنکه این میخانه هرگز نیست جز مأوای بی دل ها اگر از نشئه ی دل کمتر از آنی به خود آییبرون شو بی درنگ از مرو خلوتگاه غافل ها اگر دل داده ای بر عالم هستی و بالاتربه خود بستی به تار عنکبوتی بس سلاسل ها نمک شور تو دریای طلب می طلبدوصف لعل دهنت باغ رطب می طلبد روز من را شب گیسوی شما کرده سیاهاصلأ ای ماه سرودن ز تو شب می طلبد از غباری که نشسته به لب پر ترکتمی توان گفت قدم های تو لب می طلبد آن خضوعی که خدا در نظرت ریخته استدرک آغوش نگاه تو ادب می طلبد سخت کرده تب شوق لب تو کام مراهیچ کس نیست که بر دوش کشد بار مرا چه ...
ادامه مطلب
هر آنچه که زیباست زیبا می ماند حتی اگر پژمرده باشد ... ...
ادامه مطلب