روضه حضرت ابوالفضل | بلاگ

روضه حضرت ابوالفضل

تعرفه تبلیغات در سایت

روی اسبِ سركش امواج زین انداخته
آن كه روی آب را هم بر زمین انداخته

رود انگشتی ست جاری كه ابالفضلِ جوان
پا به دریا برده و بر او نگین انداخته

رود دریای خروشانی شده در پای مرد
مثل ماهی كه به زحمت پوستین انداخته

آن ابالفضلی كه نَفْسَش هم یقیناً سركش است
آن چنان نَفْس قوی را این چنین انداخته

طاق ابرویی كه زیر گیسویش كرده كمین
تیر بر قلب سپاهِ در كمین انداخته

تو رگِ غیرت بخوانش من كلید قفل ها
قل هو اللهی كه بر روی جبین انداخته

در همین نقطه فقط كوهی به كوهی می رسد
روی پیشانیش آن وقتی كه چین انداخته

وسعت دیدش وسیع است و به جنگِ یك سپاه
اولین را كشته روی آخرین انداخته

...
نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : پنجشنبه 19 اسفند 1395 ساعت: 11:22