متن شهادت حضرت ابوالفضل

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس

الا یا ایها الساقی برون بر حسرت دل ها
که جامت حل نماید یکسره اسرار مشکل ها

به می بربند راه عقل را از خانقاه دل
که این دارالجنون هرگز نباشد جای عاقل ها


اگر دل بسته ای بر عشق جانان جای خالی کن
که این میخانه هرگز نیست جز مأوای بی دل ها


اگر از نشئه ی دل کمتر از آنی به خود آیی
برون شو بی درنگ از مرو خلوتگاه غافل ها


اگر دل داده ای بر عالم هستی و بالاتر
به خود بستی به تار عنکبوتی بس سلاسل ها


نمک شور تو دریای طلب می طلبد
وصف لعل دهنت باغ رطب می طلبد


روز من را شب گیسوی شما کرده سیاه
اصلأ ای ماه سرودن ز تو شب می طلبد


از غباری که نشسته به لب پر ترکت
می توان گفت قدم های تو لب می طلبد


آن خضوعی که خدا در نظرت ریخته است
درک آغوش نگاه تو ادب می طلبد


سخت کرده تب شوق لب تو کام مرا
هیچ کس نیست که بر دوش کشد بار مرا


چه کسی برده در این حاشیه چشمانت را
منکر آن نقش زن ناشی چشمانت را


میکشد با نظر ام بنین جبرائیل
طرح فیروزه ای کاشی چشمانت را


می توانند ملائک بگذارند مگر
آخرین قیمت نقاشی چشمانت را


کار و بارش به سر میکده ها افتاده
دیده هر کس که نمک پاشی چشمانت را


آدم از باده ی چشم تو هوس می افتد
تو اگر جام دهی میکده پس می افتد


آخرین جمله که گفتند بگویم دلی است
هر کسی عبد حسین است ابوفاضلی است


لرزه انداخته عشق تو به بالا به زمین
مرحبا بر تو و بر مادر تو ام بنین

نویسنده : بازدید : 2 تاريخ : پنجشنبه 19 اسفند 1395 ساعت: 11:22
برچسب‌ها :
اخبار و رسانه هاهنر و ادبیاترایانه و اینترنتعلم و فن آوریتجارت و اقتصاداندیشه و مذهبفوتو بلاگوبلاگ و وبلاگ نویسیفرهنگ و تاریخجامعه و سیاستورزشسرگرمی و طنزشخصیخانواده و زندگیسفر و توریسمفارسی زبان در دیگر کشورها